یا حسین (ع) ...
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : چهارشنبه نهم مهر 1393

چند روز تا عرفه باقی نمونده ...
از ته دل نیت کن و دست هاتو بلند کن و بگو الهی العفو بحق حسین ابن علی علیه السلام ...
این روزها رو از دست نده ... گناه همه ما زیاده تنها راه همینه ...




شرمنده ام
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : چهارشنبه نهم مهر 1393

آی شهدا

برای ما حمد بخونید

که شما زنده اید و ما مرده . . .




یا رضا
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : چهارشنبه نهم مهر 1393

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد...




یا صاحب الزمان
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : دوشنبه هفتم مهر 1393

 

اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد، ببینید آرزویش چیست؟ ♥•٠·˙

حاج اقا قرائتی:
هرکس انتطاری دارید؛ انتظار جایزه، مدال، درجه، ازدواج، تمام شدن قسط!
بالاخره هرکسی در زندگی انتطار و امیدی دارد و زندگی هم به همین امیدهاست.
اگر چراغ امید خاموش بشود ، دیگر کسی دنبال کاری نمی رود. منتها ببینیم چه انتظاری ارزش دارد؟
اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد، ببینید آرزویش چیست؟
آرزوی بچه آدامس است. هرچه روح بزرگتر شود، امید های او هم بزرگتر می شود.

بزرگترین افراد کسانی هستند که در انتظار حضرت مهدی عج الله باشند. چون انتطار حضرت یعنی امید جهانی ،خیر جهانی ،عدالت جهانی، امنیت جهانی ...
ما با انتظار ظهور، در انتظار محو فقر، محو تبعیض، محو بی عدالتی ها، انتظار همه خوبی ها و محو بدی ها هستیم.

می گوییم:"یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک" خب، اگر ظهور فرماید ما چه خواهیم کرد؟!
• کسانی که در انقلاب هیچ نقشی نداشته اند چطور انتظار فرج دارند؟!
• کسانی که ترسیدند و فرزندی به جبهه نفرستادند، با احتیاط بگویند امام زمان بیا.
برای اینکه امام زمان که بیاید خواهد فرمود: 【با دشمن مقابله کنید!】 و حال آنکه دشمن به خانه ات آمد و شما پنهان شدی و ترسیدی! می خواهی یار امام زمان باشی؟

کسانی که دو لیتر برای امام زمان گریه می کنند ولی حاضر نیستند که یک سیلی برای امام زمان بخورند، نمی توانند یار آن حضرت باشند!

صداقت داشته باشیم!
قرآن می فرماید:【" أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ"】 آنها راست گویانند.
انتظار زبانی نیست،عملی است؛
انتظار مصلح را کسی دارد که خودش صالح باشد و حرکت کند.

┘◄ تعجیل در ظهور و سلامتی امام عصر عج الله صلوات




علی لای لای...
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : جمعه چهارم مهر 1393

دلم سحر به سحر آفتاب می خواهد
مجال گریه برای رباب می خواهد

دم غروب میان عطش در این فکرم
مگر که غنچه چه اندازه آب می خواهد؟




خبر فوری
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : پنجشنبه سوم مهر 1393

امریکا دست به تحریف قران کریم زد و کتابی با نام مثلث توحید تالیف کرده است. هم اکنون این کتاب در حال توزیع در کویت میباشد و امکان رسیدن به اینجا هم وجود دارد و باید قبل از رسیدن جلوی ان را گرفت و خدا و رسولش را یاری کرد.به هرکس و از هر راهی که میتوانید ارسال کنید تا در روز قیامت از شما پرسیده نشود وقتیکه این خبرا دریافت کردید چکار کردید. برای مطمئن شدن از این قضیه میتوانید در گوگل عبارت کتاب مثلث توحید را جستجو و تعجب کنید  حالا انتشار بديد.میتونین به لینک زیر هم مراجعه کنین

Http://Www.tebyan.net/newmobile.aspx/comment/index.aspx?pid=89187




شرمنده ام
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : پنجشنبه سوم مهر 1393
آقا سلام ، ببخشید ! مرکز توانبخشی جانبازان کجاست؟
- همون جا که فلج ها و روانی ها رو نگه میدارن؟ انتهای همین کوچه است.....!
فلج ها و روانی ها!!! از شنیدن این جواب شوکه شدم !
♥•٠·˙


داخل که می روی قسمت اعصاب و روان، احساس می کنی هنوز ابر آتش تیر و گلوله روی سرت است...

• هنوز هر سه ثانیه یکی از روی تخت خیز می پرد..
• هنوز یکی را می بینی با لباس لجنی دارد سینه خیز روی زمین می رود تا مین ها را خنثی کند..
• آقا اسماعیل تلفن آسایشگاه را سفت چسبیده بود و فریاد می زد پس نیروها کجا هستن؟؟بچه ها قیچی شدند...
• محمد آقا را می بینم که دارد دمپایی سفید بچه ها را واکس سیاه می زند، انگار زمان جنگ کفاش جبهه بوده...
• وارد سالن آسایشگاه که می شوی یکی دوان دوان سمتت می آید و حال امام خمینی را ازت می پرسد... می گوید سلامش را به امام برسانم و بگویم بچه ها ایستاده اند...

【اینجا هنوز بوی کربلای پنج می آید...】

با گریه خارج می شوم از آسایشگاه و به هیاهوی شهر باز می گردم....
یکی جلوی درب آسایشگاه تیکه می اندازد که "آقا سهمیه بنزین ات را گرفتی؟! خوب شارژ شدی؟"
.
.
.
┘◄ شادی روح و آرامش حال همه ی جانبازای موج گرفته و همه ی عاشقا، که رفتن رو مین تا من و تو نفس بکشیم صلوات ...




جانبازی با چهره ای عجیب!
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : پنجشنبه سوم مهر 1393

در طی این بیست و شش سال، تاکنون حتی یک مسئول دولتی به ایشان سر نزده است!

جانباز محمدزاده یکی از معدود جهادگران ایثارگری است که با پانزده ماه سابقه حضور در جبهه در کسوت بسیجی بعد از جنگ تحمیلی مشغول زندگی در مشهدمقدس و در همین نزدیکی های ماست… شاید چند کوچه و چند شهر آن طرف تر از ما…




【 صرفاً جهت کمی تأمل 】
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : پنجشنبه سوم مهر 1393

مدتی پیش مدیر عامل شبکه فارسی زبان فارسی وان (farsi1) مهمون برنامه صدای آمریکا (voa) بود.
وقتی مجری برنامه ازش پرسید : برنامه آینده شما چیه؟!
گفت تا سال 2020 کاری میکنیم که مردهای ایرانی خودشون زن هاشون رو برای نمایش دادن از خونه بیرون بفرستن.

مجری برنامه گفت : مگه میشه مردهای ایرانی همچین کاری انجام بدن؟!

در جواب این سوال مهمون برنامه گفت : وقتی توی آبه صد درجه یه قورباغه رو بندازی یه دفعه بیرون میپره، چون خیلی داغه، اما وقتی یه قورباغه رو بندازی توی آبه خنک، براش خیلی خوبه و وقتی آروم آروم آب جوش بیاد، قورباغه با اینکه گرمشه و میخواد بپره بیرون اما دیگه توانی برای بیرون پریدن نداره.
ما کاری میکنیم که زن های ایرانی آروم آروم تا جایی پیش برن که دیگه خودشون بدونن که راهی برای برگشت ندارند...




کمپوت
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : پنجشنبه سوم مهر 1393


نامه نوشته بود :
" برادر رزمنده سلام ، من یک دانش آموز دبستانی هستم . خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم . با مادرم رفتم از مغازه بقالی کمپوت بخرم . قیمت هر کدام از کمپوت ها رو پرسیدم ، اما قیمت آنها خیلی گران بود ، حتی کمپوت گلابی که قیمتش 25 تومان بود و از همه ارزان تر بود را نمی توانستم بخرم . آخر پول ما به اندازه سیر کردن شکم خانواده هم نیست . در راه برگشت کنار خیابان این قوطی خالی کمپوت را دیدم برداشتم و چند بار با دقت ان را شستم تا تمیز تمیز شد . حالا یک خواهش از شما برادر رزمنده دارم ، هر وقت که تشنه شدید با این قوطی آب بخورید تا من هم خوشحال بشوم و فکر کنم که توانستم به جبهه ها کمکی کنم."
بچه ها تو سنگر برای خوردن آب توی این قوطی نوبت می گرفتند ، آب خوردنی که همراهش ریختن چند قطره اشک بود .

طبقه بندی: با عـرشيان، |



بدون شرح...
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393




تو یک فرشته ای3
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393

می گویند سیاهی چادرم، چشم را می زند!
چشم آدم های حریص و هرزه را...

چشم را که هیچ؛ خبر ندارند تازگی ها دل را هم می زند!
دل آدم های مریض و بیمار دل را...



از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست!
دست و پای بی بند و باری را می بندد...

▬◄چادر برای کسانی است که نمی خواهند عزت آخرتشان را به بهای ناچیز لبخند های هرزه بفروشند




37روز
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود




فدای امامم
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393

چشمم به هیچ پنجره رغبت نمی کند
جز با ضریح پاک تو صحبت نمی کند
دیگر کبوتر دل من آب و دانه را
جز با کبوتران تو قسمت نمی کند





نویسنده : `*•.¸مجذوبـ العباس`*•.¸
تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393





مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به می باشد.


پایگاه جامع عاشورا