عرض پوزش
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴
بالاخره سایت بلاگفا درست شد

دلیل نبودمون تو این چند وقت مشکل پیدا کردن سرور اصلی سایت بلاگفا بود

ایشالا به مدد مادر با توان بیشتر کار میکنیم از این به بعد

 
طبقه بندی: پیام مدیر، |



اميد را احساس كنيد.
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲


لاشخورها به بهشت نمی روند . . .

سال گذشته همین ایام را به خاطر می آورید . . .
آتش گرفتن بخاری نفتی یک مدرسه و جان باختن دختربچه ی مظلوم پیرانشهری، بهانه ای شد تا عده ای تمام انقلاب و جمهوری اسلامی را به آتش بکشند . . .

مدتی است از آن لاشخورها خبری نیست. از کشته و مجروح شدن چند پیرمرد و پیرزن مظلوم و بی بضاعت در صف سبد کالا حرفی نزدند و فضاحت لگدمال شدن عزت ایرانی را به روی خودشان نیاوردند. . .

امروز خبر خودسوزی یک بازنشسته ی وزارت نفت هنگام ورود رئیس جمهور محترم به این وزراتخانه منتشر شد . . .

اگر فقط و فقط یکبار چنین اتفاقی در یکی از صدها سفر استانی و غیراستانی رئیس جمهور پیشین رخ میداد، چه جولانگاهی برای لاشخورها درست می شد . . .

ولی ما از خودسوزی یا کشته شدن یک هموطن خوشحال نمی شویم و از آن به عنوان سوژه سیاسی بهره برداری حزبی نمی کنیم . . .

چون مثل شما بی وجدان نیستیم . . .

پ.ن: عکس تزئینی است . . .
طبقه بندی: صرفا جهت اطلاع و انقلابيون، |



گردان زنان غواص
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲

ماجرای روحانی شهیدی که به گردان زنان غواص فرستاده شد!

وقتی شهید ملکی که یک روحانی بود خود را برای اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل معرفی کرد، به او گفتند باید به گردان حضرت زینب(س) بروی.

شهید ملکی با این تصور که گردان حضرت زینب(س) متعلق به خواهران است به شدت با این امر مخالفت کرد و خواستار اعزام به گردان دیگری شد اما با اصرار فرمانده ناچار به پذیرش دستور و رفتن به گردان حضرت زینب شد.

هنگامی که می‌خواست به سمت گردان حضرت زینب(س) حرکت کند، فرمانده به او گفت این گردان غواص در حوالی رودخانه دز در اهواز مستقر است.

شهید ملکی بعد از شنیدن اسم “غواص” به فرمانده التماس کرد که به خاطر خدا مرا از اعزام به این محل عفو کنید، من را به گردان علی‌اصغر(ع) بفرستید، گردان علی‌اکبر(ع) گردان امام حسین(ع) این همه گردان، چرا من باید برم گردان حضرت زینب؟ اما دستور فرمانده لازم‌الاجرا بود.

شهید ملکی در طول راه به این می‌اندیشید که “خدایا من چه چیزی را باید به این خواهران بگویم؟ اصلا این‌ها چرا غواص شده‌اند؟ یا ابوالفضل(ع) خودت کمکم کن.”

هوا تاریک بود که به محل استقرار گردان حضرت زینب رسید، شهید ملکی از ماشین پیاده شد، چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که یکدفعه چشمانش را بست و شروع به استغفار کرد.

راننده که از پشت سر شهید ملکی می‌آمد، با تعجب گفت: حاج آقا چرا چشماتونو بستین؟

شهید ملکی با صدایی لرزان گفت: “والله چی بگم، استغفرالله از دست این خواهرای غواص …

راننده با تعجب زد زیر خنده و گفت: کدوم خواهر حاج آقا؟ اینا برادرای غواصن که تازه از آب بیرون آمدند و دارند لباساشونو عوض می‌کنند.

اینجا بود که شهید ملکی تازه متوجه قضیه شده و فهمید ماجرای گردان حضرت زینب چیه!!

راوی : سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج

طبقه بندی: اجتماعی، میخواهم مثل تو باشم...، |



نگرد، نیست
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲


خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست

هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست

یک شب میان صحن نجف داد می زدم

«گشتم، نبود بهتر از این جا، نگرد، نیست»


طبقه بندی: مذهبی، |



دروغي به نام رستاخیز
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲

http://www.qudsonline.ir/Images/News/Smal_Pic/27-11-1392/IMAGE635281741488425435.jpg


نامه آیت‌الله مکارم در انتقاد از فیلم «رستاخیز»

یکی از مراجع تقلید شیعیان با ارسال نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی کشور، انتقاد خود را از نمایش فیلم رستاخیز اعلام کرد و گفت: آیا بنا بر این است که سازمان سینمایی قداست مقدّسات را بشکند و از خطوط قرمز بگذرد.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از جام جم آنلاین ،دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی اعلام کرد: پس از استفتاء جمع کثیری از مؤمنین و مقلّدین از این مرجع تقلید در مورد فیلم رستاخیز و نمایش چهره تعدادی از شهدای کربلا در آن، نامه ای از سوی آیت الله مکارم شیرازی به ریاست سازمان سینمایی کشوری ارسال شد که به شرح ذیل است:

ریاست محترم سازمان سینمایی کشور جناب مستطاب آقای ایوبی

با اهداء سلام و تحیّت:

عدّه قابل توجهی به دفتر ما شکایت کرده اند که چرا در فیلم رستاخیز چهره حضرت قمر بنی هاشم و جمعی دیگر از شهدای کربلا (علیهم السلام) به طور مشخص نشان داده شده و می دانیم این کار آثار نامطلوبی دارد و نیز به بعضی از وقایع تاریخی آن ایراد کرده اند. آیا بنا بر این است که سازمان سینمایی قداست مقدّسات را بشکند و از خطوط قرمز بگذرد!!!
 

اشتباهات فیلم «رستاخیز»




بیایید با شرف شوید...
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲
بیشرفها به بهشت نمیروند . . .

علیرضا افتخاری در دوران دولت قبل، در یک مراسم، بشدت به احمدی نژاد ابراز علاقه نشون داد. مخالفان دولت قبل، کاری کردن باهاش که با گریه نگران امنیت دختراش بود. . .

بعد از اینکه ارغوان رضایی راکد هاشو در مراسمی که دولت قبل حضور داشت، به مردم اهدا میکنه، متذکر میشه :
"من اصلا دنبال کار سياسي نيستم. همان زمان هم به آقاي احمدي‌نژاد گفتم که اين راکت‌ها براي من خيلي باارزش هستند چونکه با آن راکت‌ها خيلي جنگيدم تا نام ايران را مطرح کنم . . .

خيلي به ما توهين کردند. هر چي لياقت خودشان بود به ما گفتند. اين کار دموکراسي واقعي نبود. من گفتم که اين راکت‌ها متعلق به مردم ايران است و براي مردم ايران جنگيدم ولي متاسفانه از حرف‌هاي من سوء استفاده شد. . . .

ايراني‌هاي هر کشوري که مي‌رفتم از من در اين باره مي‌پرسيدند و مجبور بودم براي همه توضيح بدهم. آخر من در اين ماجرا ذينفع نبودم." . . .

ورزشکارا و هنرمندای دیگه ای مثل *حمید سوریان و ده نمکی هم که مورد غضب قرار گرفتند بابت اینکه چرا در سیاست دخالت می کنند. بابت اینکه چرا از فلانی حمایت می کنند . . .

اما روی دیگر سکه . . .

هومن سیدی بعد از دریافت سیمرغ فجر 32:
" من این جایزه را تقدیم می کنم به کسی که با آمدنش لبخند را دوباره برگرداند."

حامد حدادی :
"آقای روحانی با حضور خود امید و عزم افتخارآفرینی برای کشور عزیزم را در من زنده کرد. من این مدال را به ایشان تقدیم می‌کنم و امیدوارم همچنان برای ایران افتخارآفرین باشم."

پگاه آهنگرانی بعد از اینهمه فتنه گری و توهین به دولت قبل، جایزه ی فیلم فجر را هم بهش میدهند. هنرش دوزار معروف نبود. باهمین خباثت ها و دشمنی ها علیه نظام مطرحش کردن. . .

متاسفم برای اونایی که حاضرن به خاطر اختلاف نظرهای سیاسیشون، اینطور دیگرانو تحت فشار بذارن . . .

فقط این رو بدونید که ما انقدر شرف داریم که دکتر روحانی رو رییس جمهورمون بدونیم و طرفداراشون رو هموطنامون. . . .

انقدر شرف داریم که بعد از انتخاباتی که هرچند نتیجه اش، متفاوت با رأی ما بود، دموکراسی حالیمون بشه و عقده ای نشیم. . . .

چون مثل شما بی وجدان نیستیم . . .




رضا سگه
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲
http://hoze113.com/wp-content/uploads/2014/02/defae-moghadas-noorozahra-192.jpg

رضا سگه ... یه لات بود تو مشهد ... هم سگ خرید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع ... بود ...
یه روز داشت میرفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن ... دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه ... آرم ماشین : " ستاد جنگهای نا منظم" راننده، شهید چمران ...
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت : " فکر کردی خیلی مردی ؟! "
- بروبچ اینجور میگن !!
- اگه مردی بیا بریم جبهه ..................
به غیرتش بر خورد ... راضی شد .... بردش جبهه ......
***********************************
شهید چمران تو اتاق نشسته بود ... یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! ... با دست بند، رضارو آوردن تو اتاق ... رضارو انداختنش رو زمین : " این کیه آوردید جبهه ؟! ....... "
رضا شروع کرد به فحش دادن ...
دید که شهید چمران توجه نمیکنه .... یه دفه داد زد : " کچل با توام ...!!!! "
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد : " چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "
قضیه این بود.... آقا رضا داشت میرفت بیرون .... بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود ....
شهید چمران : " آقا رضا چی میکشی ؟!! .... برید براش بخرید و بیارید ...! "
شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...
آقا رضا : میشه یه دو تا فحش بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !!
شهید چمران : چرا ؟!
آقا رضا : من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده ... تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه ...
شهید چمران : اشتباه فکر می کنی ...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ... هی آبرو بهم میده ... تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده ...! گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم ... یکم مثل اون شم ...!
آقا رضا جا خورد .................... رفت تو سنگر نشست ... زار زار گریه می کرد ...
اذان شد ..... آقا رضا اولین نماز عمرش بود .............. رفت وضو گرفت ... سر نماز ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود .......
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد ...... صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد ...
آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد .... فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش ....
توبه واقعی و یه نماز واقعی ............

من : « توبه واقعی و نماز واقعیم آرزوست .... به دو رکعتش هم راضیم .... »
وقتی عقل ,عاشق میشود...
عشق ,عاقل میشود و...!
(شهید)میشوی!
شهید دکتر مصطفی چمران




لطفا نزدیک نشوید . . .
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲

لطفا نزدیک نشوید . . .

رییس جمهور محبوب ، مردمی و شجاع در حال راهپیمایی هستند . . .

حلقه ای با حداقل 35 محافظ برای یک راهپیمایی چند دقیقه ای در میان مردم دوست دارنظام و انقلاب در روز ملی 22 بهمن ، در پایتخت و قلب ایران . . .

ونه مثلا لبنان و عراق و سوریه . . . .

آنهم در کمتر از 6 ماه از انتخاب شدنت . . .

این تصویر شرح خاصی ندارد و خود گویای بسیاری از مسایل است . . .

طبقه بندی: صرفا جهت اطلاع و انقلابيون، |



راهپيمايي 22 بهمن 92
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲
طرف امروز تو بلندگو می گفت،شعار ملت ما؛

مردم گفتن مرگ بر آمریکا

شعار رهبر ماست؛

مرگ بر آمریکا

شعار دولت ماست؛

و اینجا بود که مردم توش موندن چی بگن!!!



اينجا گرمسار شلوغ تر از هميشه

بقيه عكس ها در ادامه مطلب




تحريم شدم!!!
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲
خواهر و برادر هر دو تحريمم كردن باهام قهرن!!!

خيلي دوست داشتم برم مشهد الان 2 سال ميشه كه نرفتم مشهد ولي نشد...

قراره بچه ها برن قم ولي نميدونم ميتونم برم يا نه خيلي دلم ميخواد برم ولي يه جا گيرم بايد يه وظيفه اي كه بهم داده شده انجام بدم به كسي هم اعتماد ندارم كه اونو  درست انجام ميده يا نه

فكر كنم ديگه آدم خوبي نيستم البته قبلا هم نميدونم بودم يا نه ولي الان خيلي بدم

چون باهام قهر كردن ديگه تحمل كسي رو ندارم دلم فقط حرم ميخواد

دواي دردم حرم امام رضا و خواهرشه كه بشيم فقط تنهاي تنها زار بزنم



http://www.askdin.com/gallery/images/10784/1_175qom08.jpg

ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم

عاشق  و در به در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم

نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند

خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم

سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم

فاطمه کرده نظر،  شیعه ایران هستیم

عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر 

حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم


کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما

زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما


ما گدایان تو هستیم سعادت داریم

از کرامات تو بانوست که قیمت داریم

کرمت کاسه ی ما را نگذارد خالی

بده در راه خدا باز ، که حاجت داریم

ما گنه کار ،گنه کار ،گنه کار، اما

روز محشر ز تو امّید شفاعت داریم

بین این طایفه ی آینه ها بعد حسین

جور دیگر به رضای تو ارادت داریم

هر که دارد به جهان عادتی و اخلاقی

ما به بوسیدن درگاه تو عادت داریم


دل ِ وابسته به تو خانه امّید شود

هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود


آمدی شد همه قم یاور تو ، شکر خدا

خاکی و پاره نشد معجر تو ، شکر خدا

آمد اشک تو ز دوری برادر اما

کس نخندید به چشم تر تو ،شکر خدا

مردم قم همه خوبند نریزند ز بام

آتش و سنگ به روی سر تو ، شکر خدا

به سری نیست درین شهر ولایی فکر ِ

غارت زیور و انگشتر تو ، شکر خدا

آمدی و کسی از مرد و زن شهر نداشت

قصد توهین به تو و دلبر تو ، شکر خدا

غصه ی زینب کبری و چهل روز عذاب

بین این شهر نیامد سر تو ، شکر خدا


زینب و کوفه و اشرار امان از این غم

زینب و تشت و سر یار امان از این غم

طبقه بندی: مذهبی، |



أَشِدَّاء عَلَى...
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲
أَشِدَّاء عَلَى...



آقای روحانی! برای‌ شما متأسفیم!
متأسفیم که برای آمریکا با این همه جنایت و خیانت علیه ملت ایران پیغام دوستی می‌فرستید و رئیس‌جمهورش را که رسماً به شما توهین و ملت ایران را ‌تحقیر می‌کند، "بسیار مؤدب و باهوش" می‌خوانید، اما شما و دولتمردان شما هرچه توهین در آستین دارید، نثار منتقدان داخلی خود می‌کنید!
ما یک تار موی گندیده شما و دولتمردان شما را به هزاران اوباما و آمریکا و سران غرب نمی‌دهیم اما شما لبخندتان برای دشمن است و اخم و تَخم‌تان برای هم‌وطنان‌تان!
تعریف و تمجیدتان برای آمریکایی‌هاست و توهین و تحقیرتان برای ایرانی‌ها!

طبقه بندی: صرفا جهت اطلاع و انقلابيون، |



بیا بیا که سوختم زهجر روی ماه تو
نویسنده : `*•.¸مجذوبـ العباس`*•.¸
تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲
     



                                              

سلام مهدی فاطمه.

 

اقا جانم باز جمعه شد و چشمان گنه کار ما بدنبال ديدن روی ماهت است

 

ولی افسوس که اين چشمها گل نرگس را نمی تواند ببيند....

 

مهدی جان بيا که جهان در انتظار امدنت است...

 

به اميد آمدنت مهدی جان



بیا بیا که سوختم زهجر روی ماه تو

 

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو





هنـــــــوزم انتـــــظار و انتـــــظار اسـت



هنـــوزم دل به سـینه بیـقـــــرار است


هنـــــــوزم خـــواب میبینم به شبــــها


همان مردی که بر اسبی سوار است

همـــان مــردی که آیـــد جمعـه روزی



و این پایــــان خــــوب انتــــــظار است



 




برچسب ها: امام زمان،



چه ها آمد ، چه ها رفت..!؟
نویسنده : سید محمدحسینی
تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲
دروغ آمد: .... اعتبار رفت
شعار آمد: .... عمل رفت
شراب آمد: .... شخصیت رفت
تلویزیون آمد: .... خواب رفت
سود آمد: .... برکت رفت
مد آمد: .... آبرو رفت
پرخوری آمد: ... سلامتی رفت
رشوه آمد: .... حق رفت
دیر خوابی آمد: .. نماز صبح رفت...
اسراف آمد: .... قناعت رفت
نژاد پرستی آمد: .. برادری رفت
ماهواره آمد: .. حجاب رفت
فارسی وان آمد: .. حیا رفت
گاوصندوق آمد: .. زکات رفت
تالار آمد: .... غیرت رفت
اندیشه کنیم!!
چه ها آمد ، چه ها رفت..!؟

با تشکر از وبلاگ عاشقان مهدی موعود (عج)

                               

طبقه بندی: مذهبی، |



ورود با چادر ممنوع
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲


از دماغ‌های تیز تا مردان ساپورت‌پوش با آرایش‌های خاص

بعد از 35 سال: ورود با چادر ممنوع؛

طبق خبرهای رسیده، در جشنواره فجر امسال توهین‌های آشکاری به خبرنگارهای محجبه و جزب‌اللهی می‌شود و افراد متعددی امسال به دلیل ریش داشتن، انتساب به جریانات ریش دار، ارتباط با ریش دارها و یا شبهه تقیه نسبت به ریش دار بودن از امکانات جشنواره محروم شده بودند!

گویا بدنه بی بند و بار سینما خود را در آستانه تحقق رؤیاهایش می‌بیند، رؤیایی که در آن بازیگر هرزه‌ای چون بهروز وثوقی یک اسطوره است.

فضای این جشنواره چنان مشمئزکننده است که انسان را یاد جشن افسران شهربانی می‌اندازد که در آنجا هم ورود چادری‌ها ممنوع بود.

سهل الوصول‌ترین پیشنهاد برای رفع مشکلات جشنواره فجر را می توان تغییر زمان به تاریخی غیر منسوب به انقلاب و یا مکان آن به خارج از کشور و در جزایری مثل آنتالیا دانست!




جانباز فتنه 88 به شهادت رسید
نویسنده : `*•.¸سائلـــ العباس`*•.¸
تاریخ : شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲


http://tehranpress.com/images/news/37058/thumbs/37058.jpg


یکی از جانبازان فتنه 88 به شهادت رسید


«سید علیرضا ستاری»، جانباز فتنه سال 1388، دیروز به قافله شهدای انقلاب اسلامی ملحق شد

«سید علیرضا ستاری» مهندس عمرانی که در روز عاشورای سال 1388 توسط فتنه‌گران، به قصد کشت، مورد شکنجه شدید قرار گرفت و مضروب شد و به مقام «جانبازان ۷۰ درصد» نائل گردید پس از پنج سال دست و پنجه نرم کردن با آثار جراحت خویش، در سن ۳۱ سالگی به شهادت رسید که یک دختر و یک پسر خردسال از وی برجا مانده است.

وی به عنوان امدادگر هلال احمر، وارد صحنه درگیری‌ها شده بود تا به مجروحان حوادث، به‌صورت میدانی کمک کند. شهید ستاری در همین در زمینه فعالیت‌های مرتبط از جمله ورزش‌های اسکی و شنا و امور امداد و نجات به‌ویژه چتربازی و غواصی، مهارت خاص داشت.

این شهید والامقام در میان دوستان خود، به "شدت علاقه به مطالعه" مشهور بود و به آثار مذهبی شهید مطهری و دکتر شریعتی علاقه خاصی داشت.

مراسم تشییع پیکر این شهید، صبح جمعه از مقابل درب منزل وی در خیابان 17 شهریور، برگزار می‌شود

طبقه بندی: صرفا جهت اطلاع و انقلابيون، |




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بچه های حرم می باشد.


پایگاه جامع عاشورا